انشاء رای داوری

مجموعه ناگفته ها و ناشنیده ها

مهندس رمضان کریمیان مدرس و کارشناس رسمی دادگستری

مبحث دوم : مباحث ماهوی و کاربردی در داوری

قسمت ششم : انشاء رای داوری

در تنظیم و انشاء رای  در داوریهای موردی  که مستقیما از سوی اصحاب دعوا  به  داور منتخبشان  ارجاع میشود،   استفاده از الفاظ خواهان و خوانده و دادخواست تقابل و حکم  و محکوم علیه  و  یا حکم به رد دعوی و…..  تقلید بلاوجه از  احکام  قضایی محسوب شده  و موضوعیت ندارند.  لیکن در داوری  ارجاع شده از سوی سازمان های داوری که در آن که یکی از متداعیین  به استناد  قراردادِ متضمن شرط داوری ،  به طرفیت طرف دیگر قرارداد اقامه  دعوا نموده  ، و یا در محاکم قضایی  دادخواستی به خواسته تعیین داور  ثبت نموده ، استفاده  از الفاظ مذکور  موضوعیت داشته  و حتی ضرورت دارد. زیرا امتداد دعوای مطروحه است. اما در داوری موردی،  این الفاظ   مبین واقعه ای نیستند که بر معانی حقوقی آنها بار شده است.  زیرا  داوری  امری شبه قضایی است و با قضاوت  تفاوت بنیادی دارد . تشریفات صدور رای داوری تابع قانون آیین دادرسی نیست.  و در داوری سازمانی هم  آیین نامه خاص  سازمان  حاکم است. الفاظ خواهان و خوانده  به اعتبار دادخواستی است  که یکطرف دعوا به طرفیت دیگر ثبت میکند  . لفظ خواهان  از آنجا پدید می آید که  شخصی از دادگاه دادخواهی میکند و طرف  مقابل خود را  ملزم به حضور در دادرسی و دفاع مینماید. و اگر طرف دیگر هم خواسته ای داشته باشد ،  ضمن تقدیم دادخواستی که  عنوان تقابل دارد  در مقام خواهان  قرار میگیرد . در اینصورت  برای تمیز دو خواهان و دو خوانده  که در واقع  دو طرف  یک  قرارداد  و یک دعوای واحد هستند آنکه زودتر دادخواست ثبت نموده خواهان اصلی  و طرف مقابل او خوانده اصلی  است و  طرفی که  در مقابل  ادعای  طرف اول داخواستی ثبت کرده  خواهان  تقابل  نامیده میشود که همان خوانده اصلی است و  خواهان اصلی نیز در اینجا خوانده تقابل نامیده میشود . اما در داوری  موردی   اساسا  دادخواستی وجود ندارد .  در نتیجه کاربرد لفظ خواهان و خواهانِ تقابل بر خلاف ذات داوری و صرفا  با اقتباس  از  رسیدگی قضایی استفاده میشود. افزون بر آن ، لفظ خواهان به اعتبار آن است که کسی به شیوه و ترتیب  مندرج در آیین دادرسی  اقامه دعوا  در دادگاه نماید. درحالیکه داور در مقام رسیدگی به اقامه دعوای یکطرف علیه طرف دیگر نیست . بلکه در مقام رسیدگی به حل اختلاف و بررسی خواسته های طرفین است. در اینجا الفاظ خواهان و خوانده بخصوص الفاظ تقابل و اقامه دعوا  رسم ناصوابی  از داوری  را  ترسیم میکند و  داور را  در جایگاه قاضی مینمایاند که  شایسته آن نیست و  نقض غرض  از داوری است . در انشاء رای داوری ، بهتر است که از الفاظ طرف اول دعوا و طرف دوم دعوا آنهم به ترتیب حروف الفباء و یا به ترتیب منعکس در قراردادی که موضوع دعوا  بوده ،  استفاده شود. و بلافاصله پس از معرفی اطراف دعوا ، خواسته هرکدام تصریح و احصاء گردد. در دعاوی قضایی همچنان که عرض شد این امر ممکن نیست . مگر آنکه هر طرف مستقلا به طرفیت دیگر  اقامه دعوا  کند. اما در داوری اساسا دادخواستی وجود ندارد که خواهان یا خوانده ای به معنای آیین دادرسی  وجود داشته باشد.  بعبارتی اگر از معنای لغوی و لفظی خواهان بخواهیم استفاده کنیم این معنا بر هر دو طرف تسری دارد. اما همینکه گفته شود طرف اول دعوا خانم یا آقای … …..به خواسته های…. و …..و طرف دوم دعوا به نام ………… به خواسته های … و …   ؛ در اینصورت اصل دفاع حقوق  به معنای واقعی رعایت شده است.  اما استفاده از الفاظ حکم و محکومیت اگرچه ایرادی ندارد و اصل دفاع حقوق را مخدوش نمی نماید اما بهتر است  که داور در انشاء رای  بنویسد :  رای به ذیحقی طرف اول  نسبت به خواسته…..  به میزان ….. صادر میشود .  و نسبت به خواسته….   رای بر بی حقی صادر میشود . و به همین ترتیب  در مورد طرف دوم. لفظ حکم و محکوم علیه ، محکوم له و  محکوم به در محاکم قضایی از بار حقوقی خاصی برخوردار ند  و رای داوری  حتی در صورت  عدم اعتراض طرفین  قبل از  طی فرایند قضایی و تنفیذ  دادگاه،  حکم محسوب نمیشود.  حکم  فرمانی  است حکومتی . که  براساس قانون  و مطابق تشریفات قضایی  صادر میشود. که بلافاصله  محکوم له میتواند پروسه اجرایی  مفاد حکم را  در دایره اجرای احکام هموار نماید. و محکوم علیه را مجبور  به اجرای محکوم به نماید. لیکن رای  داور  قبل از  فرایند قضایی در حکم دلیل است. و هنوز به لیاس حکم  متبلس نشده است . در اصول فقه  در بحث مشتق  از اصول لفظیه ، همه علما اتفاق  نظر دارند که قبل از تلبس و اتصاف  ذات به مبداء اشتقاق،  استعمال مشتق مجاز است.  مثلاً  اگر دانشجویی را  قبل از اخذ مدرک  و فارغ التحصیلی ،  پزشک و  مهندس  به نامیم  ، لفظ  مشتقی به کار برده ایم که مجاز است. همینطور  اگر رای داور حکم نامیده شود ، این لفظ ، مشتقی است مجاز و حقیقت محسوب نمیشود.  والسلام علی من التبع الهدی

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *