بهره گیری از دیدگاه امام خمینی (ره)در ورزش ،برای نیل به موفقیتهای بزرگ در فوتبال

 

واقعیت این است که فوتبالِ کشور ، مُنحصرِ به تعدادی باشگاه و بازیکن است که تیم ملی ناگزیر از جمع این گروه محدود گزینش میگردد. اگر استعدادِ فراوانی این گروهN1 باشد، لاجرم پتانسیل ظرفیتهای فیزیکی و هوشی تیم ملی در بهترین حالت گزینش ، معادل با P1 متناظر با N1 خواهد بود.  پس اگر تیم ملی از میان گروهی که به مراتب از استعداد فراوانی بیش ازN1  است گزینش گردد. باید بر اساس قاعده «مشت نمونه خروار » پتانسیل واقعی تیم ملی از فرمول  :  P2/p1=k*Log{10*Log(10*N2/N1)}

که رابطه تجربی  پیشنهادی اینجانب میباشد ، استخراج گردد. این روابط مبین آن است که هرچه سرمربی و اعضاء تیم کوشش نمایند تا استعدادهای بالقوه خود را به فعل بدل نمایند. نهایتا درحدP1  متوقف خواهند شد. بعبارتی صعود به جام جهانی و موفقیتهای بزرگ  صرف کوشش مربی و بازیکن  حاصل نمیشود. بلکه این موفقیتها قابلیتی در حد P2  را  میطلبد . P2 عددی است نسبی  و متناظر و متجانس با N2 . همچنین  K ضریبی است کوچکتر از یک  که  رابطه P2>P1  را  ممکن میسازد.  در فرمول فوق کوشش شده است نسبت  بین   P2  و P1  در محدوده رکوردهای جهانی تعریف گردد . آنچه مهم است ،  این است که  بدانیم  به دلیل گروهی بودن بازی فوتبال ، قابلیتها و رکوردهای فردی در هرلحظه تابع شرایط خاص بوده و نتایج لزوما تابع  این قابلیتها نیستند. لیکن لازم است  قابلیتهای فردی اعم از آناتومی  و فیزیکی و قدرت و توان عکس العمل  سنجش گردد. مثلا اندازه گیری قابلیت دویدن با اندازه گیری سرعت تا صدم ثانیه امکان پذیر است. درحالیکه در بازی فوتبال  به جای اینکه این قابلیت یطور مستقل و جداگانه بعنوان یکی از پارامترهای  پتانسیل  سنجش گردد  ، تعداد گلها  را  ملاک تشخیص میدهند که قطعا ملاک نادرستی است.  زیرا تعداد گلها  منتجه عملکرد گروهی است و نمیتوان به توانایی فردی نسبت داد.    لیکن تعدادِگل  ، عاملی از عواملِ قابلیتها و ظرفیتهایِ جسمی و هوشی بازیکن محسوب میشود . مثلا از آقایِ گل؛ فی المثل علی دایی نمیتوان انتظار داشت  داخلِ تیمی نه چندان مطرح در بازی با تیمهای ملی قَدَری ، همچنان آقایی کند. باید قبول کرد که  این آقایی  فارغ از توانائی خودش، مرهونِ هوش و توانمندی و قابلیتهای فردی سایر بازیکنان است. رمز فرمول درهمین ظرفیتهای فردی است که استتار شده اند. گشودن این استتار و ارزیابی پتانسیلهای فردی  ،  رمزِ صعود به جام جهانی است. بنابراین بطورقطع و یقین  صرف تعویض مربی و سرمربی و گزینش بازیکنان از میان باشگاههای موجود نمیتوان حضوردرجام جهانی  و تحصیل موفقیت های بزرگ  را نتیجه گرفت.  P2 همان عددی است که  منتجه نظریۀ حکیمانۀ حضرت امام خمینی(ره)  در ورزش است. حضرت فرمودند ورزش باید همگانی گردد و به قهرمان سازی محدود نگردد. جان کلام همین جا است. لفظِ همگانی بر ظرفیتِ  کل کشور  اتلاق میشود.  بعبارتی باید پتانسیل ظرفیتهای فیزیکی و هوشی P2 متناسب  با استعداد فراوانی همگانیN2 استخراج گردد. N2 نظیر «همگان» است. لذا  به مراتب بزرگتر از N1   است. چراکه N1 منتجه چند باشگاه حرفه ای  است. پس باید حسب قاعده احتمالات و اصول ریاضی P2 بزرگتر از P1 گردد. ملاحظه میگردد در شرایطی که ورزش همگانی نباشد و توانایی ها و قابلیت های فردی  از روستا تا شهرها  و در کل جامعه سنجش  نشود. و به تعدادی باشگاه  حرفه ای  که  اساس آنرا  تحصیل در آمد و قهرمان سازی تشکیل داده است استوار  گردد ، امکان تجاوز از حد P1 وجود ندارد. درحالیکه با اجرای نظریه حکیمانه حضرت امام خمینی(ره)  قطعا پتانسیلِ تیم ملی میتواند از P1 فراتر و به P2  حاصل از فرمول لگاریتمی مطرح شده ،  ارتقاء یابد. والسلام علی من التبع الهدی

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *