تحلیلی مستدل درخصوص عدم موفقیت فوتبال ایران در جام جهانی

با تمسک به قواعد ریاضی و احتمالات، مشغول بررسی عدم موفقیت تیم ملی فوتبال ایران  برای ورود و توفیق در جام جهانی بودم ، چند روز این فکر ، و تجزیه و تحلیلهای مربوطه ، مرا به خود مشغول نمود. که در نهایت ، باکمال تعجب متوجه شدم که، محوریتِ تجزیه و تحلیلِ علمی و قواعدِ ریاضی و احتمالات مطروحه ، با سخنی حکیمانه از حضرت امام خمینی (ره) که موفقیت واقعی را در همگانی کردن ورزش و پرهیز از استفاده ابزاری آن عنوان فرمودند مقابل دیدم. واقعیت این است که فوتبالِ کشور ، مُنحصرِ به تعدادی باشگاه و بازیکن است که تیم ملی ناگزیر از جمع این گروۀ محدود بایدگزینش گردد. اگر استعدادِ فراوانی این گروهN1  باشد، لاجرم پتانسیل ظرفیتهای فیزیکی و هوشی تیم ملی در بهترین حالت گزینش ، معادل با P1 متناظر با N1 خواهد بود.  پس اگر تیم ملی از میان گروهی که به مراتب از استعداد فراوانی بیش ازN1  است گزینش گردد. باید بر اساس قاعده «مشت نمونه خروار » پتانسیل واقعی تیم ملی از رابطه :

=K   که رابطه تجربی  پیشنهادی اینجانب میباشد ، استخراج گردد. این روابط مبین آن است که هرچه سرمربی و اعضاء تیم کوشش نمایند تا استعدادهای بالقوه خود را به فعل بدل نمایند. نهایتا درحدP1  متوقف خواهند شد. درحالیکه صعود به جام جهانی و کسب موفقیت در آن قابلیتی در حد P2  را  میطلبد . در رابطه فوق آنچه برای P2 استخراج میگردد عددی است نسبی و ازشمول اطلاق حقوقی و یا منتجه استدلالی ریاضی خارج است. K ضریبی است کوچکتر از یک ، که به دلالت عقل ، رابطه P2>P1   را در حد فواصل رکوردهای قهرمانان برقرارمی سازد . در رابطه فوق کوشش شده است نسبت بین P2و  P1  در محدوده رکوردهای جهانی تعریف گردد . آنچه مهم است این است که در فوتبال به دلیل گروهی بودن بازی ، قابلیتها و رکوردهای فردی در هر لحظه تابع شرایط خاص بوده و قابل اندازه گیری توسط متخصصان نمیباشد.بلکه لزوم بررسی آناتومی جهت کشف قابلیتها اجتناب ناپذیر است. مثلا اندازه گیری قابلیت دویدن در ورزش حرفه ای تا صدم ثانیه امکان پذیر است. در حالیکه در بازی فوتبال ملاک نادرست و غیرقابل توجیه علمی ؛ تعداد گلهایی است که توسط بازیکنی به ثمرنشسته است. درحالیکه تعدادِگل عاملی از عواملِ قابلیتها و ظرفیتهایِ جسمی و هوشی بازیکن محسوب میشود . مثلا از آقایِ گل؛فی المثل علی دایی نمیتوان انتظار داشت  داخلِ تیمی نه چندان مطرح،شده  و دربازی با تیم ملی قَدَری ، همچنان آقایی کند. باید قبول کرد که آقایی او  فارغ از توانائی خودش، مرهونِ سایرِ بازیکنانِ با هوش و موقعیت شناسِ تیمِ ملی است. سایرِ عواملِ موثر در ارتقاء ظرفیت تیم ؛ مستتر دربازی گروهی است.رمز قضیه درهمین استتار ظرفیتهای فردی است. گشودن این استتار و ارزیابی پتانسیلهای فردی رمزِ صعود به جام جهانی است. بنابراین بطورقطع و یقین با تعویض مربی و سرمربی و گزینش بازیکنان از میان باشگاههای موجود منجر و منتج به حضوردرجام جهانی نخواهد شد.P2 همان عددی است متناظر با : نظریۀ حکیمانۀ حضرت امام خمینی(ره) و همان شاخصه حضور قدرتمند بازیکنان تیم ملی فوتبال در جام جهانی. مشکل اساسی تیم ملی بسیار فراتر از این است زیراN1 به نوبه خود درقیاس با ظرفیت موجودِکشور بسیارناچیز است.نتیجتا نظرِحکیمانۀ حضرتِ امام خمینی (ره) درهمین نقطه متجلی است. حضرت فرمودند ورزش باید همگانی گردد و به قهرمان سازی محدود نگردد. جان کلام همین جا است. لفظِ همگانی، اِشتمالِ برگروۀ کثیر ، و ظرفیتِ کشور دلالت دارد  بعبارتی باید پتانسیل ظرفیتهای فیزیکی و هوشی P2 متناسب  با استعداد فراوانی همگانیN2  استخراج گردد. N2 که نظیر «همگان» است به مراتب بزرگتر از N1 بوده و باید حسب قاعده احتمالات و اصول ریاضی P2 بزرگتر از P1 گردد. ملاحظه میگردد در شرایط فعلی نه تنها امکان تجاوز از حد P1 وجود ندارد. بلکه به دلائل برشمرده از P1 نیزکمتر است. درحالیکه با اجرای نظریه حکیمانه حضرت امام خمینی(ره) پتانسیلِ تیم ملی، بسیار از P1 فراتر و به حدP2 میل خواهدکرد. علت العلل آن ، در ۴ بند ذیل الذکرقابل بررسی است.

۱-ماهیت گروهی بودن فوتبال و صعوبت ایجاد ابزارهای استعداد سنجی عام

۲-عدم تعریف پتانسیل ظرفیتهای فردی و گروهی و نبودن شاخصهای سنجش.

۳-توقف در قهرمان سازیها و قهرمان پروریها .

۴-تصمیمات ارکان ذیمدخل ورزش فوتبال با انگیزه های سیاسی و مادی.

والسلام علی من التبع الهدی

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *