خطای مهندسی و حقوقیِ پزشکان ، خطای منتج به مرگ بیمار

(منتشره در شماره ۷۳نشریه کسب و کار)

علت مرگ بیمار بستری شده در بیمارستان، بعضا ناشی از آن است که پزشکان  به فراخور تخصص های ویژه ؛  احکام و تجویزهای مستقل خود را دارند.   درحالیکه ساختار مهندسی خلقت  با این امر  منافات دارد  و بایستی حسب قاعده  فقهی  و حقوقی ” الجمع مهما امکن اولی من الطرح ”   منتجه احکام  و بعبارتی حکم و تجویز مشترک  بین احکام ؛ بر روی بیمار  اجراء گردد . لیکن عملا نظامات بیمارستان  چنین نیست و هر پزشک، مستقل از سایر پزشکان عمل مینماید . تبادل اطلاعات بین پزشکانِ شاغلِ دربیمارستان ، نظام یافته و الزام آور نیست.به سخنی دیگر، تعامل پزشکان،  فاقد آیین نامه اجرایی است. اساسا بیمارستانها فاقد ساز و کاری هستند که احکام و تجویزهای متعدد و متفاوت  مورد  ارزیابی واقع شده  تا تجویز و یا حکم واحدی بر روی بیمار  اجراء  گردد. مرگ  کیارستمی  هنرمند محبوب  نیز از این قاعده مستثنی  نبوده  است.  در این نوع مرگها  قبل از آنکه پزشک  و یا فرد خاصی مسبب و مباشر  تلقی گردد  ناشی از  سیستم سازمانی بیمارستانها است.  در سیستم  سازمانی ، هر پزشک در چارچوب تجربیات خود  قطعا بصورت تخصصی تجویز میکند.  لیکن  جمع  تجویزها  دلیلی بر نتیجهِ مطلوب بر روی بیمار نیست.  زیرا ترکیب  دو نوشدارو  لزوما نوشدارو نیست. همچنانکه ترکیب دو سم  ، لزوما سم نیست . در خلقتِ انسان، تکثیرسلولی با شکل پذیری اسرارآمیزش ، تابع قواعد مهندسی است. به گونه ای که هر جزئی از بدن ،  دارای قابلیت تولید و یا استهلاک میزان معینی ازانرژی است. میزان انرژی تولید شده و یا مستهلک شده  در هر جزء بدن، به توان آن جزء مرتبط است.این فرضیه ما را بر آن میدارد که قبل از پرداختن به مقابله با ویروسها و میکروبها و باکتریها ؛ به موضوعی بس مهمتر بپردازیم . باید قبول کنیم در مهندسی خلقت؛ هر المان از سازۀ پیکرۀ انسان، فعالیتی برعهده دارد که از توان از پیش تعیین شده ای برخوردار است. این فعالیتها تولیدِ انرژی میکنند. اگر انرژی حاصله، در مدت زمانt برابر wباشد باید قبول کنیم که آن المان از توان فعالیتیw*t =p  برخوردار است. پس باید برای هزاران المانِ پیکره انسان، تثبیت P را ضامن بقای زندگی خود تلقی کنیم. بقای سلامتی ایجاب میکند که توان المانهای بدن، صرفا در محدوده معینی تغییر کنند.  تشبیهش، مانند آزمایشی است که بین دو محدوده اقل و اکثر نوسان دارد.  اتفاق ناگوار زمانی رخ میدهد که پزشک معالج ، دارویی را  برای  افزایش توان و یا رفع آسیب وارده  به بافتی از بدن تجویز میکند. این دارو از راه خون به تمامی سلولها و بافتها تسری مییابد. و در همه سلولها تولید نیرو و انرژی میکند. آیا میتوان مطمئن بود قبل از اینکه المانِ مورد نظرِپزشک به توانِ مطوب برسد، المان دیگری در اثر تحمل نیرویی بیش از توان  خود ساقط نگردد.!!آیا همین امر نمیتواند سبب تسلیم المان دیگر و موجبات مرگ بیمار گردد. پزشک باید تاب و توان یکایک اجزاء ساختار بدن انسان را شناسائی کرده آنگاه به قدر، تجویز نموده و روزانه آثار جواز خود را بر توانِ عمومی بدن بیازماید . جواز خود را مطلق و خاص نپندارد و به قاعده ” ما من عام الا و قدخص”یقین داشته باشد . پزشک باید بداند هرجا را که نشانه رفته است ، جای دیگر که به سلامت است  از اثر مخرب دارو در امان نیست. پزشک باید درمقام انتخاب بد و بدتر قرار گیرد و به مطلوب خود آنقدر نیندیشد که بدتر را سوار بر بدکند. پزشک باید ایمان داشته باشد که خداوند ربی العلاء در خلقت انسان و دمیدن روح  در جسم او،  او را در مقابل حمله میکروبها و ویروسها؛ بیدفاع خلق نکرده است. خداوند در آفرینشِ برترینِ مخلوقِ خود، سیستم و نظامی در نهاد او حاکم کرده است. که به سیستم دفاعی بدن شهرت یافته است. این سیستم به محض وجود و بروز هرعامل غیرطبیعی فعال شده و به دفع آن مشغول میگردد. پزشک باید  در تجویز خود  این سیستم عظیم را  تضعیف ننماید. بیادآوریم درقرنها پیش  که از پزشکی و بهداشت هیچ خبری نبود. صرفا سیستم دفاعی  بدن ، او را گاه تا عمر طولانی محافظت مینموده است.  بنابراین عدم توجه به میزان و ماهیت تجویزی که منافی با ساختار مهندسیِ خلقت است  میتواند مرگ آور باشد. جراحی ها در ذات خود با طبیعت اعضاء بدن سازگار است. جراحی رافعِ نقصِ ناشی از فعالیهایِ غیرِمتعارفِ اعضاء بدن است. همچنان که در سازه ساختمان؛ اتصالی را از وضعیت مفصلی به صلب و یا بالعکس بدل میکنند .و یا با تمهید دیواربرشی و یا بادبندی آنرا درمقابل بارهای لرزه ای تقویت میکنند. لیکن تجویز مستقل پزشکان متعدد  و صدور احکام متفاوت ؛بلای جان بیمار است. نظام سازمانی بیمارستان باید منوط به  امور اداری و مالی و ایمنی باشد.  اگرچه نظام سازمانی در  هر نهاد خصوصی ، دولتی و حکومتی  برای استقرار نظم عمومی جامعه  از  اوجب واجبات است.  لیکن جان بیمار ایجاب میکند که  نظام سازمانی بیمارستان تا آنجا که به جان بیمار مربوط میشود ، قاعده بی چون و چرا و مطلق  تلقی نگردد. زیرا غلبه «نادانی»  بر«دانائی» قطعا جان بیمار را تهدید خواهد کرد. سلسله مراتب تصمیم گیری در نظامات سازمانی مبتنی بر مدارک تحصیلی و موقعیتهای شغلی است.  در حالیکه دانایی و عقلانیت، خلاقیت لزوما با مدارک تحصیلی و موقعیتهای شغلی تناسبی  ندارند. این فرض که هرکس در مقام و موقعیت برتر  و از مدرک بالاتر برخوردار است  پس  حتما داناتر  و  خلاقتر  و با تجربه تر است  فرضی است نادرست.  گاه کهتر از برتر  داناتر است. بنابراین در نظام سازمانی بیمارستان،  نباید  جان بیمار را برای بقای نظم و نظامات  نادیده گرفت.  باید اجازه داد که  از پرستار ساده تا پزشک متخصص ، فارغ از درجه و موقعیت منصوبه اگر نظریه ای علمی و منطقی و عقلانی و تجربی دارد ،  بتواند ارائه دهد  و اینگونه نظریات در کمیسیون خاصی مورد ارزیابی قرار گیرد.  نظریه دهنده کهتر در کمیسیونی مشتمل بر اعضای برتر ، بتواند  در مقام دفاع و تجزیه و تحلیل  نظریه خود  بر آید. بنابراین نباید تجویز را  صرف رعایت سلسله مراتب منحصر به دستور آن پزشکی نمود که از درجه و موقعیت برترسازمانی  برخوردار است. زیرا دانایی و  خلاقیت و عقلانیت و تجربیات؛ لزوما ملازمه ای با  موقعیت و منصب و  درجه و مدرک تحصیلی ندارد.  والسلام علی من التبع الهدی

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *