داوری در صدر اسلام ۱

داوری در صدر اسلام ۱ 

در سال ۳۷ هجری قمری بین سپاه کوفه به فرماندهی امیر مومنان حضرت علی ع  و سپاه شام به فرماندهی معاویه ، در محلی به نام صفین جنگی در گرفت که از آن با نام جنگ صفین یاد میشود. پس از چندین روز نبرد سنگین ، شکست سپاهیان معاویه بسیار نزدیک شد. معاویه در چاره اندیشی برای ممانعت از شکست، دست به دامن عمرو ابن عاص  شد. مردی که در حیله گری و تزویر  در بین اعراب  معروف بود .  عمروابن عاص  پیشنهاد  داد  سپاه شام  ،  قرآن ها را بر  سر نیزه ها کنند  و فریاد بزنند که باید اختلاف دو فرمانروا   با داوری و حکمیت  براساس قرآن   مصالحه شود.  و همچنین فریاد بزنند  ای اعراب  به زنان و دختران خود بیندیشید. اگر  اعراب  نابود شود  ،  چه کسی در برابر رومیان و ترکان و پارسیان خواهد جنگید؟ با این حیله بین سپاهیان کوفه دو دستگی افتاد . عده ای گفتند که دشمن حکمیت قرآن  را پذیرفته ، پس ما  حق جنگ با آنها را نداریم.  اگرچه امیر المونین به شدت در مقابل این گروه ایستاد و فرمود عمل معاویه جز نیرنگ و فریب چیز دیگری نیست. اما اکثر سپاهیان کوفه از جمله اشعث بن قیس و قبیله او امام را وادار به پذیرش حکمیت نمودند. امام نیز ناچار نامه ای به معاویه نوشته و فرمود اگرچه من میدانم شما اهل قرآن نیستی اما حکمیت را می پذیرم. مقرر شد هر طرف داور خود را انتخاب و معرفی کند. اهل شام عمروبن عاص را که پیشنهاد دهنده این حیله بوده بعنوان داور  خود انتخاب کردند. اما بین اهل کوفه و عراق  بر سر تعیین داور اختلاف افتاد. اشعث ابن قیس و قبیله او  که بعدا جزء گروه مارقین در آمدند ابوموسی اشعری را بعنوان داور انتخاب کردند.  اما امام علی ع  یکی از دو بزرگوار  ابن عباس یا مالک اشتر را  پیشنهاد دادند. لیکن اشعث ابن قیس و یارانش به این بهانه که مالک اشتر اصرار به جنگ دارد و مایل به مصالحه نیست  نمی تواند  داوری و حکمیت کند و  ابن عباس نیز به این دلیل که عمرو بن عاص از قبیله مُضَری‏‌ها است،  و داور  باید یمنی باشد  و ایشان یمنی نیست  لذا مناسب برای داوری و حکمیت نمی باشد.  به این ترتیب ابوموسی اشعری از طرف امام علی ع بعنوان داور معرفی شدند. پس از آن معاویه عمروبن عاص و ابوالاعور سلیمی و تعدادی دیگر از معتمدین خود را به نزد امام علی ع فرستاد تا صلحنامه ای تنظیم و در آن تاریخ و مکان داوری و شرایط آن تعیین گردد.   اما به روایت یعقوبی هنگام نوشتن صلح نامه  بر سر لقب امیر المومنین بین دو طرف اختلاف افتاد . اما اشعث بن قیس و قبیله او که  داوری را به امام تحمیل نموده بودند و به هر قیمت به دنبال صلح بودند پذیرفتند که لقب امیر المونین از علی ع  نیز  برداشته شود که با اعتراض شدید مالک اشتر مواجه شد. لیکن سرانجام صلحنامه  بدون لقب تنظیم شد و تاریخ حکمیت به زمان پس از ماه مبارک رمضان  یعنی به ۸ ماه بعد موکول گردید. محل داوری نیز شهر دومه الجندل تعیین شد. در صلحنامه تصریح شد که ملاک داوری، قرآن کریم است و اگر حکمین ملاک را در قرآن نیافتند به سنت و سیره پیامبر اکرم رجوع کنند و  داورها به اختلافات دامن نزنند و از هوی و هوس بپرهیزند و جان و مال داورها  نیز باید محترم باشد  و اگر داور هر طرف  قبل از داوری بمیرد،  امام آن طرف داور به جایش برگزیند. و اگر امام هر طرف قبل از داوری بمیرد پیروان آن امام ، امام دیگری برگزینند. بدین ترتیب تا پایان حکمیت جنگ متوقف بماند. به منظور اجرای حکمیت عمروابن عاص با چهار صد سوار از شامیان به محل مزبور رفت و چند روز زودتر از ابوموسى به آنجا رسیده و به انتظار ورود حریف خود نشست، على علیه السلام نیز چهارصد نفر به فرماندهى شریح بن هانى همراه ابوموسى فرستاد و عبدالله بن عباس را هم به عنوان امام جماعت با آنها رهسپار نمود. چون خبر ورود ابوموسى اشعری به عمروابن عاص رسید ،  به استقبال او شتافت و بسیار تملق و چاپلوسى کرد و در اولین برخورد ، عقل ابوموسی را ربود! ابوموسى وقتى این همه احترام و شکسته نفسى از عمرو عاص دید دست و پایش را گم کرد و خود را به کلى در اختیار عمرو گذاشت، عبدالله ابن عباس که از نزدیک مراقب اوضاع بود به ابوموسى پیغام فرستاد که گول تواضع و فروتنى عمرو را نخورد و حواس خود را پریشان مسازد. این علاقه و محبت درباره تو براى تحمیل عقیده است آگاه باش که فریب او را نخورى  و بدان که  مهر کز پی علتى بود کینه است.  امام علی ع نیز ابوموسی را از ماهیت معاویه آگاه کرده و نصایح فراوانی به او نمود. شریح بن هانی به ابوموسی گوشزد کرد که اگر نتیجه مذاکره شما خلافت علی(ع) باشد، شامیان در امانند؛ ولی اگر نتیجه مذاکره خلافت معاویه بر عراق و حجاز باشد مردم عراق از ظلم او در امان نخواند بود.  شریح گفت: ای ابو موسی تو را با بدترین حریف مقابل کرد‌ه‌اند. عراق را خوار و تباه مکن. مبادا حق را به شامیان دهی و جانب آنها را بگیری. مبادا عمروابن عاص تو را بفریبد. پایان قسمت اول . والسلام علی من التبع الهدی

 

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *