چرا طول عمر انسان از محدوده معینی فراتر نمی رود؟

۶۰%کالبد بی جان انسان شامل گوشت و پوست  و … عناصری هستند که از طریق گیاهانی که از خاک تغذیه کرده اند تشکیل شده اند. بعبارتی همان مواد ازته خاک از طریق ریشه گیاه و طی فرایند پیچیده به میوه و برنج و گندم و یا از طریق علف و یونجه و.. به گوشت حیوان و سرانجام جسم انسان را ساخته و پرداخته اند. بنابراین در فرایند تجزیه جسد ، در اثر آنزیم های موجود در بدن، زمینه تولید باکتریهای خاص فراهم میشوند. درنتیجه طی یک عمل معکوس، جسم انسان به عناصر خاک بدل میشوند. و این درحالی است که روح او به طریقی که گفته شد حکومت دارد. اگر قرار باشد پیوسته نسلی خاص به زندگانی ادامه داده و مرگی در میان نباشد. کره خاکی همچنان باید منبع تبدیل یک سویه آب وخاک به جسم انسان گردد. و این امر فارغ از غیر عقلائی بودن آن با محدودیت خاک در تضاد است. از قضا محدودیت خاک و آب، عمرمتوسطِ انسان را رقم زده است. بعبارتی آن ساعت ژنتیک که خداوند در بافتهای سلولی انسان قرار داده و باطری هوشمند نرم افزاری در آن ساعت تعبیه نموده قدرتش چگونه محاسبه شده است.؟ حداقلِ قدرت این باطری به عوامل پیچیده حیاتی و اندرکنش بافتها بستگی دارد. لیکن بهره برداری از حداکثرِ قدرت به چگونگی استفاده از آب و خاک محیط زیست بستگی دارد. محیط زیست برای مدت و میزان محدودی؛ امکان تبدیل کردن آب و خاک به کالبد موجودات زنده را دارد. بعبارت دیگر محیط زیست قادر نیست برای مدت و میزان نامحدود، خاک و آب را به کالبد موجودات زنده تبدیل کند.دریک مثال عددی قضیه روشنتر خواهد شد. فرض میکنیم از یک میلیون سال پیش تاکنون نسلهائی باعمرمتوسط۶۰سال زندگی کرده باشند. بطورمتوسط ۱۷۰۰۰ نسل در این مدت به جهان هستی آمده و رفته اند. اگرهرنسل جهان بطور متوسط  ۰۰۰ ۰۰۰ ۵۰۰ نفر بوده باشند. درصورت فرض عدم مرگ، جمعیت فعلی جهان بر۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۵۰۰ ۸ نفر بالغ میشده واگر هر نفر۶۰ کیلوگرم وزن میداشته پس وزن کل به  نسبت %۶۰ جامد(گوشت و…….) و %۴۰ آب برابر  میشده با : ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۳۰۶ کیلوگرم خاک و ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۲۰۴ کیلوگرم آب، ازسوی دیگر اگر یک سوم سطح کره خاکی خشکی و یک دهم سطح این خشکی قابل استحصال بوده باشد سطح این قسمت از کره خاکی برابر میشد با : ۰۰۰ ۰۰۰ ۵۸۶  ۱۴۸ ۱۷ مترمربع . واین به این معنی است که محیط زیست در تمام قسمتهای قابل استحصال میبایستی تا عمق ۱۲ متر از مواد حیاتی تهی می شد. درحالیکه قابلیت استحصال خاک به گیاه و از آنجا به جسم آدمی محدود به عمق چند متری از سطح زمین است. پس معلوم میگردد که باید چرخه محیط زیست ، خاک و اّبی را که مبدل به جسم انسان کرده در هر مقطع زمانی که معادل عمر آدمی است بازستاند تا مجددا بتواند نسل بعدی را تا یک عمر متوسط تغذیه نماید. بنابراین معلوم میشود برای عمرمتوسط انسان، محیط زیست؛ عامل اصلی و تعیین کننده است. هرچه مصرف انسان و بعبارتی دستبرد انسان به آب و خاک محیط زیست بیشتر باشد عمرمتوسط بشرکمتر خواهد بود. پس عمرمتوسط؛ تابعی است از ظرفیت چرخه محیط زیست در تبدیل آب وخاک به جسم انسان. در اینجا الگوی مصرف که فرمان حضرت آیت ا.. خامنه ای بوده وجه اندیشمندانه به خود میگیرد. بنابراین لازم میگردد که الگوی مصرف انسان، اصلاح و از هرگونه اتلافِ بیمورد پرهیزگردد. بدیهی است که آب و خاک، ساخت بشر نیست. و منبعث از حکمت حق تعالی است. در واقع آب و خاک ماده اولیه جسم آدمی است. انسان صرفا تکنولوژیِ استخراجِ آنرا دارد. با تخریب آب و خاک و عدم اصلاح الگوی مصرف قهرا عمرمتوسط آدمی کاهش مییابد و به همین دلیل در احکام و روایات اسلامی اِسراف و تبذیر که صورت دیگرِ عدم اصلاح الگوی مصرف است حرام و گناه شناخته شده است. لفظ مصرف در عبارت اصلاح الگوی مصرف عام بوده و شامل هر آنچه میشود که از کره خاکی پدید می آید و منحصر به تغذیه نیست. سوختهای فسیلی نیز منشاء گیاهی و از آنجا منشاء خاکی دارند. یک قطعه پلاستیکی که فرآورده انرژی فسیلی است وقتی درمحیط زیست رها میگردد پس از قریب سیصد سال به خاک بدل میشود. بنابراین مصرف در عبارت«اصلاح الگوی مصرف» عام استغراقی است و همه آنچه که منشاء درکره خاکی دارند از اَفراد و مصادیق آن هستند. توازن محیط زیست زمانی حاصل میشود که در هر مقطع زمانی آنچه از آن برداشت میشود بدان برگردد. پس آنها که چند برابر مصرف واقعی خود را اتلاف مینمایند این توازن را بر هم میزنند. و عمرطبیعی بشر را کاهش میدهند . حقوق دیگران را تضییع میکنند. اگر توان تبدیل آب و خاک محیط به جسم آدمی برابر P و مصرف آدمی W باشد عمرمتوسط هر نسل از انسان برابر T =  قابل محاسبه است.دراین محاسبه فضولات ودفعیات انسان درطولِ عمرکه چند هزار برابر وزن او است. به دلیل قابلیت برگشت سریع به آب و خاک صرفنظرشده است . بنابراین عمل آنهایی که مصرف را تحت کنترل در نیاورده و از الگوی استاندارد و اصلاح شده ای پیروی نمیکنند فراتر از گناه شرعی بلکه جرم است. دولتها باید موارد متعدد این جرم را احصاء و مجازات شایسته وضع نمایند. از این فرضیه مطلب دیگری که بدست می آید این است که باید هر ذره ازگوشت و پوست و استخوان انسان امروز را ناشی از خاکی بدانیم که روزگاری ذره ای از گوشت و پوست و استخوان انسانهای دیگر بوده است. بنابراین شاعر و ریاضیدان بزرگ تاریخ ایران زمین ؛ حکیم عمرخیام نیشابوری، در ارتباط با خاک شدن جسم انسان و برگشت به محیط زیست میفرمایند که  :  این کوزه چومن عاشق زاری بوده است . دربندِ سرِ زلفِ نگاری بوده است. این دسته که برگردن او میبینی دستی بوده، که برگردنِ یاری بوده است  و یا: هرسبزه که برکنارِجویی رسته است. گویی زلبِِ فرشته خویی رسته است پا برسرهرسبزه ؛ به خواری ننهی. کان سبزه زخاک لاله رویی رسته است.

و یا :

درکارگه کوزه گری رفتم دوش  .        دیدم دو هزار کوزه گویای خموش

ناگه یکی کوزه بر آورد خروش .         کوکوزه گر وکوزه خر وکوزه فروش

لیکن رباعیات خیام از انسان تا گلِ کوزه، متوقف ماند. و به حجیت کلام خداوند تبارک و تعالی، خلق انسان ازخاک ؛ وگسترۀ تحلیلِ فوق به نظم و رباعی کشیده نشد. بعبارتی درچرخه محیط زیست، خاک نیز به واسطه گیاهان ؛ به ذرات انسانهای دیگر تبدیل میشود. بنابراین عکس شعرخیام نیزصادق است.  و میتوان اظهار نمود که :

درکارگه کسی رفتم دوش  .          دیدم دو هزار انسانِ مشغول

ناگه یکی بر آورد خروش .             منم آن کوزه گویای خموش

بعبارتی هرجزئی ازبدنِ انسانِ امروز ، جزئی ازخاکِ به خاک خفتۀ هزاران انسانِ هزاران سال پیش است. انسانهای امروز حداقل در ذره ای از وجود با ذره ای از وجود انسان چندصدسال پیش اشتراک مادی داشته و از منشاء واحد برخوردارند. اگرگلی و خاکی قابل انتساب به آدمی از آدمیان تاریخ است.گوشت و پوست و استخوان انسان امروز نیز در ذرات خود با ذرات گذشتگان دور اشتراک دارد. بعبارتی فرایند تبدیل خاک و آب به جسم انسان و تجزیه جسم انسان به آب و خاک؛ میلیونها سال است که ادامه دارد و این چرخه محیط زیست رازی از رموزِ خلقت و یکی از همان قوانین و فرمولهای نظم جهانی الهی است که پیشتر از آن صحبت شد . رمضان کریمیان

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *