آیا دست برتر مرد در طلاق تبعیض جنسیتی است!!!

زوج با پرداخت اجرت المثل و تادیه مهریه و نفقه ایام عده و پذیرفتن حضانت و سرپرستی و مسئولیتهای مالی ،‌ خود را در قبال زوجه ، بری الذمه مینماید. بنابراین صرفِ احرازِکراهت مرد از زن ، کافی است که حاکم شرع  او را مستحق رهایی و صدور ِحکم طلاق نماید.  در حقیقت درخواست طلاق از سوی زوج به منزله بذل تمکین زوجه  است. زیرا زوجه در قبال مهریه ماخوذه،  تعهد به تمکین تا پایان عمر دارد. بنابراین وقتی زوج ، مهریه را در نیمه های راه زندگی به تمام و کمال تادیه مینماید و مهریه مضاعفی را بر خود تحمیل مینماید،  در عمل تمکین  آتی زوجه را  بذل مینماید. لیکن در مقوله درخواست طلاق از سوی زوجه به واسطه کراهت ؛ نابرابری و اشتغال ذمه ایجاد میشود.  زوجه با درخواست خود ، عملا در مقابل اخذ اجرت المثل و نفقه ایام عده و واگذاری حضانت فرزندان و خاصه مهریه که قائم تا پایان عمر بوده ، تمکین خود را ساقط مینماید.  و بدین ترتیب با تحمیل هزینه مضاعف و گاه جبران ناپذیر ،  ذمه او به زوج مشغول میگردد.  بنابراین ملاحظه میگردد ، تقاضای طلاق از سوی زوجه  اضرار به زوج و در راستای ایجاد عسر و حرج بر او است. بنابراین حاکم شرع وقتی درخواست طلاق زوجه را می پذیرد . فی الواقع با تحمیل هزینه های مضاعف بر زوج ؛ و اسقاط تعهدات آتی زوجه ،  مانند آن است که زوج را مجازات نموده است.  لازمه مجازات نیز احراز تقصیر و تخلف  مرد از شروط ضمن عقد است. بنابراین حاکم شرع نمیتواند صرف کراهت زوجه ،  زوج را مجازات کند . این امر نه تنها عقلانی نیست بلکه  به مثابه  صدور حکم مجازات برای فرد بیگناه است. لذا زوجه نباید انتظار آن داشته باشد که پس از اثبات کراهت خود از زوج ، حکم طلاق دریافت دارد بلکه باید نقض تعهدات و شروط ضمن عقد را اثبات نماید.  اما درخصوص زوج ، با فرض بری الذمه بودن او ، و با فرضِ اسقاطِ تعهدات آتی زوجه ، نیازی  به اثباتِ  تخلف از ناحیه زوجه نیست و صرفِ کراهت،  حکم طلاق را موجه میسازد.  لیکن برای اینکه کراهت زوجه از زوج نیز بتواند مبنای  طلاق محسوب گردد  و او را از اثبات خروج زوج از شروط ضمن عقد بی نیاز  سازد . ، لازمه آن ؛ بری الذمه کردن خود است.  این برائت نیز  جز با بذل قسمتی یا تمام مهریه میسر نمیگردد. ملاحظه میگردد که احکام فقهی در خصوص طلاق خلع ، از مبانی عقلانی و حقوقی برخوردار است. لیکن متاسفانه مخالفین دیانت بالاخص اسلام چون از قبل قصد تخریب مبانی فقهی را دارند ، آشکارا از مبانی عقلانی و حقوقی احکام فقهی فاصله گرفته و مرتب بر طبل تبعیض جنسیتی میکوبند. مشاهده شده است که برخی از روحانیون نیز  در مقاتبل  ایراد  وارده  به طلاق خلع  و  طرح تبعیض جنسیتی  و  حقوق بشر  ناتوان از  استدلال  حقوقی و مبانی عقلانی  بوده  و در پاسخ صرفا به بیان کلی احکام قرآنی  و فقهی می پردازند که  سبب اقناع  مخاطبین نمیگردد.  علاقه مندان خاصه روحانیون محترم میتوانند درخصوص مبانی حقوقی و عقلانی دو برابری ارث و دیات مردان و  قواعد ارث نیز به مجموعه ناگفته ها و ناشنیده های اینجانب مراجعه فرمایند. و السلام علی من التبع الهدی

 

 

 

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *