تکلیف خود را در انتخابات بدانیم۲

قسمت دوم منشاء پیدایش احزاب ؟(منتشریه در شماره ۵۰ نشریه کسب و کار)
………. با بزرگتر شدن این ضریب و افزایش آن تا سقف ۲ و بیشتر، احتمال تشکیل احزاب متعدد بیشتر شده و رقابت ورود و خروج به مجموعه مدیران جامعه به شدت زیاد میشود. ناگزیر فعالین و سرگروههای احزاب می بایستی درچارچوب الزامات حکومتی فرایند موفقیت خود را طی نمایند. نتیجه تحلیلِ مذکور این است که اعضاء سابق مجموعه ، که دارای منافع مشترک سیاسی هستند جز ازطریق جلبِ افکارِ عمومی و درک صحیح خط و مشی نظام ، توفیق تلبس مجدد به مدیریتِ کشور را نخواهند یافت. و چون این تلبس با خارج کردن مدیران حاضر همراه است، ناگزیر متوسل به شعار و وعده های خاص میشوند. در اینجاست که باید این شعارها را جدی نگرفته و به ماهیت بیندیشیم. ضمن آنکه مستفاد از فرمایشاتِ رهبرِخردمندِ نظام حضرت آیت ا…خامنه ای فایده ای که ملت و نظامِ مردم سالاری دینی، میتوانند از این تنش و کنش و از این کارزار تحصیل نمایند این است که : مجموعه حاضرکه سکان مدیریت کشور را بر عهده دارند جهت ابقاء خود جبرا پاسخگوی نقادی نقادان رقیب خود واقع میشوند ، و این امر انگیزه ای برای ابرازِ لیاقتها و خدمات عمومی ایجاد میشود. لیکن ازآنجاکه هدفِ نخستین و برجسته احزاب، کسبِ قدرتِ سیاسی است ، ارائه خدمات عمومی، تحت الشعاع هدف نخستین قرار میگیرد. شعارهای تبلیغاتی و وعده های احزاب، آسانترین و بی هزینه ترین راه جلب حمایت عمومی است. در این وعده ها هرگز مصادیق و راه حلهای منطقی و علمی ارائه نمیشود و مفاهیم خاص به اجمال بیان میگردد. مانند اصلاح طلبی ، اصلاح امور، اصلاح قوانین ، حقوق شهروندی و………… که همه این عبارات مُجمل هستند . چنانچه این عبارات تجزیه و تحلیل و اجمالِ آنها برداشته شود. درمواردی، به ضدِ تبلیغِ خود بدل میشوند. ناگزیر حفظ پردۀ ابهام و ِاجمال برای احزاب، از نان شب واجبتر میشود. از آنجاکه احزاب وتشکلهای خود جوش، زائیده نظامِ آزاد و مستقل و مردم سالاری دینی هستند. ایجاب مینمایدکه حامیان و وفاداران احزاب ، وفای به اساس نظام ، قانون اساسی و همچنین بقای نظم عمومی را در عملکرد احزابی که طرفدار آن هستند، مورد توجه خود قرار دهند. در اینصورت اگر قرار باشد دلی بر باد وجانی فداگردد سزا نیست که در بقای احزاب باشد بلکه باید در بقای نظامی باشد که موجد همین احزاب بوده است. بنابراین حامیان احزاب باید در حد شان و جایگاه اجتماعی احزاب، عمل نمایند . و مدیران احزاب نیز از عملکرد زیاده از حدِ مجازی که موجدِ ناهنجاری اجتماعی است پرهیز نمایند. وقتی این تعادل و این توازن برقرار شد میتوان امیدوار بود که احزاب در مسیر دموکراسی حرکت کرده است. واز وصف واقعی احزاب درون حکومتی برخوردار شده است. و با احزاب برون حکومتی کاملا متمایز شده اند. زیرا همانطور که حزب درون حکومتی رسالتِ توسعۀ دموکراسی را در بر دارد . حزبِ برون حکومتی در مسیر براندازی و ریشه کن کردن نظم عمومی است. مسیری که مرگ دموکراسی و مرگ حاکمیت قانون را در بر دارد . مسیری که موجد رویش گروهها و دسته های خشن است که نمونه های آنرا در یمن ، سوریه و عراق و لیبی و نیجریه و…. شاهدیم. اما صرفا این احزابِ برون حکومتی نیستند که در چنین مسیری قراردارند بلکه …………….. ادامه دارد. والسلام علی من التبع الهدی

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *