تکلیف خود را در انتخابات بدانیم۳

قسمت سوم منشاء پیدایش احزاب ؟ (منتشریه در شماره ۵۱ نشریه کسب و کار)
………. سوء مدیریت احزاب درون حکومتی ؛ نیز میتواند عملا همچون حزب برون حکومتی عمل نماید. مانند آنچه که در انتخابات ۸۸ حادث شد که در آن ، حزب اصلاح طلبان که مدیران آنها خود از وفادارترین مدیران حکومتی نظام بوده اند . با خطای استراتژیک ، حزب را از مسیر دموکراسی خارج و در صددِ اعمالِ خواسته خویش، از مسیر زور و خشونت بر امدند. همان راهی که در ذات حزب برون حکومتی و بیگانه وجود دارد. منشآ خطای استراتژیک نیز این بوده که آقایان کروبی و موسوی اساسا فعالیت حزبی نداشته و سالیان سال صرفا در پستهای مدیریتی رده بالا خدمت کرده بودند. و دانش و تخصص در زمینه تنظیم مرامنامه و اساسنامه حزب و جامعه شناسی و علوم سیاسی و حقوق عمومی که با مدیریت یک حزب ، ملازمه کامل را داشته ؛ نداشته اند. همین فقدانِ تخصص ، موجب شد به جای آنکه بر هواداران خود مدیریت کنند ، هواداران بر آنها سلطه یافتند. آنها باید اعلام میکردند. توانایی و دانایی آنها در اداره امور کشور اگر کمتر از آقایان هاشمی و خاتمی نباشد بیشتر از آنها هم نیست . لذا رییس جمهور شدن آنها، آن اندازه ارزش ندارد که خشونت در جامعه حاکم شده و نظم عمومی مختل گردد ؛ باید درک مینمودند که تحمیل خواسته به یک نظام با اقتدار آن نظام در تضاد است. و رییس جمهور شدن آنها یک حق شخصی بوده که بر فرض آنکه در معرض تضییع قرارگرفته باشد، در قیاس با حق حاکمیت ملی که در معرض آسیب جدی قرار داده اند، ناچیز است. آسیبی که میتوانست منتج به نتایج وحشتناکی همچون تشکیل گروههای خشن و تکفیری و برانداز و خود سر گردد. بنابراین امروز اگر عاقل باشند باید دست رهبری نظام، را صد بار ببوسند که با مهار آن فتنه بزرگ، کشور و ملت را از یک فاجعه بزرگ ملی و حتی جان خود آنها و خانواده شان را نجات داد. منطق و عقلانیت دلالت مینماید که با زور ، راه دموکراسی توسعه نمی یابد . بدانند این راه ، از مسیر رفتارهای دموکراتیک و تحلیلها ، نقدها و روشنگریها میگذرد. بدانند که منشاء آن همه حمایت مردمی از آنها ؛ ناشی از میل نسبت مجموعه Mt به Nt است که از حدود صفر روزهای نخستین انقلاب تا سال ۱۳۸۸ ؛ به سمت ۱ و تا ۲ و ۳ و یا بالاتر رفته است. و ارتقاء این نسبتها نیز ناشی از مردم سالاری دینی و جمهوریت نظام بوده است. از رییس جمهور خردمند جناب آقای روحانی نیز انتظار میرود به جای تلاش سیاسی در رفع حصر آقایان ، آنها را به سمت و سوی واقعیتها و مصالح اجتماعی و حفظ منافع ملی رهنمود کنند . تا اگر رفع حصری واقع میشود منتج به وحدت ملی گردد. وگرنه صِرفِ رفع ِحصر که با روشهای سیاسی حاصل شود، قطعا میتواند اثری نامطلوب در امنیت اجتماعی و حتی امنیت خود و خانواده آنها داشته باشد. بگمانم خود آقایان به سر انصاف تمیز میدهند که حصر آنها ، به از آن است تا رفع حصری که منتج به اختلال در امنیت ملی گردد. والسلام علی من التبع الهدی

 

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *