نمره منفی آزمونها از منظر قواعد آمار و احتمالات

 

منشاء و ماخذ نمره منفی  را  در  فرض انتخاب پاسخ به قید قرعه و تصادف دانسته اند و دستور العمل احتساب نمره منفی با هدف و انگیزه خنثی کردن آثار تصادف صادر شده است. و برای تعیین میزان آن فرض شده که در انتخاب  به قید قرعه و تصادف ،  بر اساس قاعده احتمالات تعداد سئوالات ، صحیح انتخاب میگردد پس برای خنثی کردن آن،  با اعمال ضریب  به ارزش پاسخهای غلط ، که از رابطه ( * )  حاصل شده است ، خواسته اند  که اثر تصادف را خنثی و بلااثر نمایند. ولی بایستی توجه داشت. آنچه که در آزمون چهارگزینه ای حادث میشود قرعه  و مصداق قاعده  احتمالات نیست. زیرا انتخاب گزینه در آزمون ؛ قائم بر اراده  شخص و متوقف برحواس پنجگانه  او  و مبتنی  بر  تحلیل  او  است. درحالیکه قرعه، فارغ از اراده و موقوف بر عدم دخالت حواس است. . فی المثل چنانچه آزمون شونده ای پرسشنامه آزمون را به کناری نهاده و صرفا پاسخنامه را اختیار کرده و مبادرت به علامت زدن تصادفی نماید . مثل این است که یک مکعب چهار وجهی با وجوه کاملا مشابه منقوش به نشانه های الف-ب-ج-د را پس از چرخاندن در هوا  و پس از نشستن  در سطح  وجه نمایان را برگزیند. تاکنون چنین روشی و یا روش مشابه آن درهیچ آزمونی دیده و شنیده نشده و این اتفاق استثنائی و نادر وجود خارجی ندارد .زیرا شرکت کننده در آزمون، کسی است که پس از احراز شرایط اولیه علمی در آزمون شرکت میکند. باید پذیرفت همینکه آزمون شونده ، متن سئوال و ۴ گزینه مربوطه را قرائت میکند، تحت تاثیر محفوظات و دانش خود قرار میگیرد . از این پس انتخاب او ارادی و تابع ادراک او است و از شمول قاعده احتمالات خارج است. این تفکر مغایر با  اراده  ،  از آنجا آغاز و غالب شد که تفاوت بین انتخاب تصادفی و انتخاب قضاوتی تحلیل نشد. انتخاب تصادفی که تابع قاعده احتمالات است منشاء ارادی نداشته و شخص فاقد اختیار در آن است. ولی انتخاب قضاوتی که انتخاب عقلائی است منشاء ارادی داشته و انتخاب او عمدی و اختیاری است . اینکه آزمون شونده به قضاوت علمی پرداخته و گزینه را با اختیار و اراده انتخاب مینماید، چگونه میتوان فعل او را قابل کیفر تلقی کرد ؟ اگر یکی از سطوح مکعب چهار وجهی که قبلا توصیف آن ارائه شد به چسب مخصوصی آغشته گردد دیگر نمیتوان در دستیابی به وجه مورد نظر به قاعده احتمالات تمسک جست. روانشناسان در فرایند پاسخگوئی و فقهاء در غلبه حالات نفسانی «شک»  ، «ظن غالب» ، «قطع» می فرمایند : شخص نسبت به حکم خاصی از میان احکام متصوره ، چنان پایبند میشود که اختیار تعویض آنرا از دست میدهد. در اینجا میزانِ معلومات، اطلاعات و ادراک او، از مفاهیم و قواعد علمی، همچون چسبی برای یکی از ۴گزینه میگردد. هرقدر میزانِ این ادراک، بالاتر باشد ، به مثابه آن است که چسبِ مثال ما قویتر و چسباننده تر است.بنابراین، قیاسِ پاسخگوئی در حالات «ظن غالب» و «قطع»  با تصادف و قرعه ، قیاسی مع الفارق است.  ادامه دارد.

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *