نمره منفی ازمونها از منظر قواعد فقه امامیه

 

وضعیت اول  : «شک»  است و آن حالتی است نفسانی که در آن ، شخص گرایشی به هیچیک از مدلول گزینه ها نداشته و از تمیز آنها و ممتاز کردن یکی بر بقیه باز میماند. و فقط درحالتی که شک  نسبت  به هر چهار گزینه  به یک اندازه  در روان شخص حاکم گردد ، از پاسخ   باز میماید. اما غالبا  تساوی شک  برای چهار گزینه  به یک اندازه نیست.  زیرا  باید  پذیرفت . همینکه آزمون شونده ، متن سئوال و ۴ گزینه مربوطه را قرائت میکند، تحت تاثیر محفوظات و دانش خود قرارگرفته و به  قرینه و اماره ای هم که شده  گزینه ای  را مقرون به واقع  می بیند.  بنابراین  نمره منفی عامل بازدارنده  اعمال عقلانیت  و مضیق دامنه شمول دانسته های عقلانی و اکتسابی شخص است.  

وضعیت دوم  : « ظن » است و آن حالتی است نفسانی ، فراتر از شک و فروتر از یقین (در اینجا همان شک متساوی الطرفین،  مراد است که در آن به هیچ طرفی گرایش خاصی موجود نیست). گاهی«ظن» بقدری به یقین نزدیک میشود که جاذب میگردد و وجدان را وادار به اظهار نظر میکند. این حالت نفسانی که از سایر ظنون قویتر است به « ظن متاخم بعلم» تعبیر شده است. وقتی شخص در چنین حالت نفسانی واقع میشود ، وجدان او مقهور «ظن» میگردد . عبدالعزیز السلمی(ره) صاحب قواعد الاحکام فی مصالح الانام درصفحه ۱۹۴ و امام محمد غزالی(ره) صاحب مستصفی در صفحه ۲۱۷ می فرمایند که : «ظن» آخرین حد جستجوی شخص است که از آن فراتر نتوان شد. «ظن متاخم بعلم»  از شدت قوت و استواری، انسان را بدون اختیار به اظهار نظر وادار میکند و چون نوعی استیلاء و چیرگی بر شخص دارد آنرا ظن غالب نیز گفته اند. در واقع آنچه در فقه  امامیه تحت عنوان”ظن” ؛ مطالعه و بررسی شده گوهری است که هیچ علمی به تنهایی نتوانسته، چنین تحلیل کاملی را ارائه دهد. شاید محصول نظام آموزش و ارزشیابی نوین جهانی (پداگوژی) که در آن، آزادی تفسیرعلمی و استنتاج حکم ، بالاترین مرتبه کیفی آموزش تلقی شده (سطح ۶) ، در ترکیب ، با تحلیل روانکاوی و روانشناسی در فرایند پاسخگوئی؛ همان نتیجه ای را بدهد که فقهاء آنرا تحت عنوان «ظن» مطالعه کرده اند. غلبه و ظهور «ظن غالب » که در فقه وحقوق بعنوان امارات  قانونی و قضائی شناخته شده اند کاشف از احکامند و زمانیکه با عقل جمعی مطابقت میکند حجیت قطعی می یابند. و نظام قانونگذاری نیز از آن بهره های فراوان برده و دادرس را نه تنها در امارات قانونی بلکه در امارات قضائی مخیرکرده است.پس اظهار نظری که حالت نفسانی”ظن غالب” مُوجّدِ آن است ، اظهاری است ارزشمند و محترم . در این حالت نفسانی، اختیار عدم اظهارنظر، از شخص، سلب شده و نمیتوان با اِعمال جریمه ، او را وادار به تصمیمی بر خلاف  ذات و فطرت او  نمود. از قضاء ، وجود حالت نفسانی«ظن غالب » است که علیرغم وضع کیفر ، هیچ پاسخنامه ای جز در حالت استثناء بدون پاسخِ غلط یافت نمیشود. بعبارتی احتساب نمره منفی؛  با حالتِ نفسانیِ ظن غالب در تضاد است. لاجرم این تضاد با عامل اعتلای بشریت نیز، درتضاد است. . پس اگر آزمون شونده به اتکاء محفوظات علمی و میزان درکی که از آنها بدست آورده ، بتواند پاسخ چند ناشناخته را از میان گزینه ها استخراج و اختیارکند کاری عقلائی و علمی انجام داده است. اِعمال نمره منفی، بیگمان تفسیری متحجرانه از قضاوت و خلاقیت و تفکر است ؟ در این تفسیر متحجرانه ؛ توانائیهای عقلانی و خلاقیت شخص ، و انتخاب گزینهِ مبتنی بر سلطه حالتِ نفسانی«ظن» ، صِرفِ آنکه، اشتمالِ بر قلمرو «علم یقین» ندارد، تصادف و قرعه ، تلقی شده است. لاجرم متحجرین ، چنین اتلاقی در مقام پاسخگوئی علمی را ، مغایر با اخلاق حسنه تشخیص و ارتکاب به آنرا شایسته کیفر دانسته اند. به همین سبب جریمه ای معادل  ارزش پرسشی که غلط اعلام شده «وضع» و عملا قانونگذاری جزائی کرده اند .

وضعیت سوم : “قطع” است و آن حالتی است نفسانی که بلاقید چیزی بر شخص معلوم و آشکارگردد . به گونه ای که شخص در این حالت “قاطع” است و بر “علم یقین” استوار. بطوریکه هر نفس نفیسی ، فرض خلاف آن را منتفی تلقی میکند. بنابراین در این حالت نفسانی ، به انتخاب خود یقین دارد. علیرغم این قاطعیت،  فقهاء تبصره ای بر آن افزوده و می فرمایند که : اگر شخص در «قطع»  از ذهن و فکری ساده تر از متعارف  برخوردار باشد.  لیکن با وصف علم بسیار”قطاع”  میشود . قطاع که بر وزن فعال، صیغه مبالغه است سبب میشود  ، قطع را  پیشه خود قرار دهد. و بر آن عادت کند. ای بسا برخی از احکام انتخابی شخص «قطاع» که یقین بر صحت داشته ، غلط باشد. پس اگر  پاسخ “قطاع” را که صحیح نبوده  است ، نمره منفی بر آن بار کنیم ، دقیقا او را مجازات کرده ایم .

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *