تحلیلِ اصلِ ولایت فقیه و ترفند خاص معاندین درمخدوش کردن اصل انکار ناپذیر فقهی

 

پیش گفته :  عبارتِ ولایتِ فقیه، یک ترکیب اضافی است که در آن  لفظ “ولایت” مضاف و لفظ “فقیه” مضاف الیه است.  معنای لفظی مضاف (ولایت)  فارغ از بار حقوقی  ناشی از لفظ  مضاف الیه ( فقیه) ،  تعامل ولی با مولی علیه است. “ولی” در لغت به معنای بنده مقرب درگاه حضرتِ حق است که امور مولی علیه  را عهده دار شده است. بنابراین معنای شایعِ ولایت انجام تکالیف شرعی و قانونی ولی است نسبت به مولی علیه. این معنای شایع ، به اعتبار آن است که  لفظ ولایت  استتار  به  لفظ  “قهری”  است.  یعنی مراد  از لفظ ولایت  در  رابطه بین ولی و مولی علیه  ولایت قهری است. به بیانی ساده تر  ،  در ترکیب اضافی “ولایت قهری”  که   به اختصار از آن با لفظ ولایت  یاد میشود  سلطه ای  را تصویر  میکند که به حکمت حضرت حق ولی بر مولی علیه دارد.  لیکن وقتی مضاف الیه  از لفظ “قهری” به لفظ “فقیه” تبدیل میشود  و عبارت “ولایت فقیه” را بدست میدهد ، بکلی معنای ذاتی  و  بار حقوقی  “ولایت قهری” تغییر میکند . لیکن دشمنان و معاندین  تلاش دارند که  بارحقوقی “ولایت قهری”  را  همچنان بر “ولایت فقیه”  بار کنند.  و تصویری از ولایت قهری را بر ولایت فقیه انطباق دهند.

استنتاج : پیشگفته  مذکور در فوق ،  به آسانی حکایت از آن دارد  که چگونه مغرضین و ناآگاهان در تشریح ولایت فقیه ، معنای شایع ” ولایت یا ولایت قهری” را  بر “ولایت فقیه” بارکرده  و به شنوندگان و بینندگان خود القاء مینمایند. تا با این القائات؛ اختیارات ولی فقیه بصورت ضمنی منطبق بر اختیارات ولی منسوب به مولی علیه گردد . درحالیکه  منشاء بار حقوقی ولایت فقیه ، مداخله و اراده آحاد مسلمین در حاکمیت قانون و فروعات آن  است و ماخذ بار شرعی آن ، اوامر و نواهی شارع مقدس است. همین امر موجب میشود که دامنه و قلمرو اختیارات ولی فقیه ، محدود به  اراده  توامان مسلمین و شارع مقدس گردد. بنابراین آنها که معنای شایع مذکور را بر ولایت فقیه بار میکنند ؛ مغرضانه درصدد لوث معنا هستند. بخصوص اینکه دشمن ، بدوا دامنه اختیارات ولی قهری را مطلق و نامحدود تصویر نموده و آنگاه همان تصویر را بر مدلول ولایت فقیه بار  میکند. از سوی دیگر معاندین  روایتهای عاشقان ولایت فقیه  ،  به سخنی دیگر  روایتهای آنان  را که به معنای واقعی کلمه ذوب در ولایت هستند ؛ مستمسک خود  قرار میدهند .  تا تحلیل معاندانه خود را توجیه کنند.  در حالیکه روایتهای عاشقان، ناشی از ذات و جوهره عشق  است. اسباب ارضاء  روحی و روانی عاشق است.  منتسب به عالم معنا است . نمیتوان آنرا در عالم واقع و خارج ترسیم نمود.  همچنان که  شعراء  معشوق  خود  را  توصیف مینمایند.  این بیان ناگزیر با الفاظ و توصیفی امکان پذیر است که  حتی المقدور  توان  بیان احساس عاشقانه  عاشق را داشته باشد. در اینجا نمیتوان به چنین الفاظی معنای حقیقی داد ،و در عالم خارج  تجسم نمود.  بنابراین روایتهای عاشقانه ولایتمداری ، داخل در  “ولایت فقیه” نیست . بلکه راوی از روایتهای خود ، در مقامِ بیانِ احساسِ خود است. لیکن بسیار  ملاحظه شده که معاندین  همین روایتهای احساسی  را  نیز بزرگنمایی کرده و آنرا از  دنیای مجازی  و درونی  خارج  نموده و وارد عالم واقع مینمایند. لیکن در عالم واقع ، اختیارات ولی فقیه  از یکطرف  محدود است به بیان شارع مقدس  و از طرف دیگر  محدود  است به قانون اساسی؛ که  مظاهر آن  در اصول ۵ ، ۱۰۷ ،  ۱۰۹ و ۱۱۰ تجلی یافته است .  والسلام علی من التبع الهدی

 

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *