نوشته‌ها

تکلیف خود را در انتخابات بدانیم۱

ناگفته ها و ناشنیده ها
رمضان کریمیان کارشناس رسمی دادگستری با استدلال مهندسی ، ریاضی ،حقوقی و مبانی فقه
قسمت اول : (منتشریه در شماره ۴۹ نشریه کسب و کار)
مقدمتا ناگزیریم منشاء پیدایش احزاب را تشریح کنیم. واقعیت این است که تعداد اعضاء مجموعۀ مدیرانِ اجرائی کشور،که وظایف و تکالیفِ ناشی از قوانین را ، در قالبِ قوای سه گانه ، عهده دار و حقوق عمومی و حقوق خصوصی جامعه را اجراء و سامان میدهند، از ظرفیت معینی برخوردار است. اگر فراوانی اعضاء این مجموعه را Nبنامیم تابع زمان است.چنانچه این فراوانی در مقطع زمانیِ t مدّ نظر باشد میتوان آنرا با Nt نمایش داد. بدیهی است Nt به لحاظ فراوانی ثابت و محدود به حدود مشخصی است . بعبارتی تعداد اعضاء مجموعه در هرمقطع زمانی مورد نظر، ثابت است . لیکن به لحاظ تنوع شخصیتهای تشکیل دهنده آن به جهات ذیل شناور است. به گونه ای که همواره تعدادی از اعضاء از مجموعه خارج و تعدادی وارد این مجموعه میشوند . اهم این جهات عبارتند از :
۱- پیشرفت و گسترش دانش و تخصصها و میزان تعهد پذیریها ۲- دیدگاههای عقیدتی و سیاسی و حزبی درتطبیق با نظامات دولتی و الزامات حکومتی ۳- نتایج انتخابات و مداخله آحاد ملت ۴- تخلفات اداری و ارتکاب جرائم جزایی و سوء استفاده های مالی ۵- بازنشستگی و مرگ و بیماری
عوامل برشمرده در فرایندِ شکل گیریِ مجموعه ؛ رقابتی را در ساختار مجموعه ایجاد میکند. اگر فراوانی مدیرانی را که در معرض رقابت واقع شده و از مجموعه خارج و با مدیران جدید جایگزین میشوند . در مقطع زمانی مشخصی برابر Kفرض نماییم . در خارج از مجموعه ؛ مدیران سابق در مدت t که از t1 شروع میشود تا t2 مجموعه جدیدی میسازند که برابر است با :
مجموعه k از مقطع زمانی t1 تا t2 =Mt که در آن Mt فراوانی مدیران خارج از مجموعه خواهند بود. . جهات برشمرده در مقاطع زمانی گوناگون موجب میشود که نسبت Mt به Ntاز صفر به ۱ میل کند . در سالهای نخستین جمهوری اسلامی ایران که دیدگاههایِ مدیریتیِ مجموعه؛ تا مرز محسوسی یکسان و هماهنگ بوده و جهات برشمرده فوق چندان موجودیت نداشتند ، این نسبت در محدوده صفر بوده است. لیکن در وضعیت کنونی بعلت طول زمان و تحقق شرایط جهات مذکور این نسبت تا مرز ۱ و بیشتر افزایش یافت. مجموعه خارج از مجموعه مدیران که در انتظار ورود به دایره مدیریت کشور هستند . غالبا استعداد و تخصصِ ویژه ای با قابلیت عرضه در عرصه آزاد اجتماعی و فعالیتهای صنفی را ندارند و جز انجام کار سیاسی و مدیریتی دولتی کار دیگری از آنها متصور نیست و آندسته هم که توانایی و دانش و تخصص قابل عرضه در عرصه آزاد اجتماعی را دارند ، به جهت تجربه سابق ؛ اشتغال در عرصه آزاد اجتماعی، موجبات ارضاء روحی و عاطفی آنها را فراهم نمیکند و یا اسبات تامین معیشت آنها را سبب نمیشود. بنابراین در نظامهای دموکراتیک و نظام مردم سالاری دینی ایران ، به خودی خود تشکل های سیاسی ایجاد شده و ستیزی پنهان میان شخصیتهای در انتظار ورود به مجموعه و داخل مجموعه ایجاد میشود. و دقیقا تشکیل احزاب از همین نقطه آغاز میگردد. با بزرگتر شدن نسبت Mt به Nt به تدریج غوغایی برپا میشود !! و هزینه ورود به مجموعه سنگین و سنگیتر میشود . تا اینکه ………………….. ادامه دارد. والسلام علی من التبع الهدی

تکلیف خود را در انتخابات بدانیم۲

قسمت دوم منشاء پیدایش احزاب ؟(منتشریه در شماره ۵۰ نشریه کسب و کار)
………. با بزرگتر شدن این ضریب و افزایش آن تا سقف ۲ و بیشتر، احتمال تشکیل احزاب متعدد بیشتر شده و رقابت ورود و خروج به مجموعه مدیران جامعه به شدت زیاد میشود. ناگزیر فعالین و سرگروههای احزاب می بایستی درچارچوب الزامات حکومتی فرایند موفقیت خود را طی نمایند. نتیجه تحلیلِ مذکور این است که اعضاء سابق مجموعه ، که دارای منافع مشترک سیاسی هستند جز ازطریق جلبِ افکارِ عمومی و درک صحیح خط و مشی نظام ، توفیق تلبس مجدد به مدیریتِ کشور را نخواهند یافت. و چون این تلبس با خارج کردن مدیران حاضر همراه است، ناگزیر متوسل به شعار و وعده های خاص میشوند. در اینجاست که باید این شعارها را جدی نگرفته و به ماهیت بیندیشیم. ضمن آنکه مستفاد از فرمایشاتِ رهبرِخردمندِ نظام حضرت آیت ا…خامنه ای فایده ای که ملت و نظامِ مردم سالاری دینی، میتوانند از این تنش و کنش و از این کارزار تحصیل نمایند این است که : مجموعه حاضرکه سکان مدیریت کشور را بر عهده دارند جهت ابقاء خود جبرا پاسخگوی نقادی نقادان رقیب خود واقع میشوند ، و این امر انگیزه ای برای ابرازِ لیاقتها و خدمات عمومی ایجاد میشود. لیکن ازآنجاکه هدفِ نخستین و برجسته احزاب، کسبِ قدرتِ سیاسی است ، ارائه خدمات عمومی، تحت الشعاع هدف نخستین قرار میگیرد. شعارهای تبلیغاتی و وعده های احزاب، آسانترین و بی هزینه ترین راه جلب حمایت عمومی است. در این وعده ها هرگز مصادیق و راه حلهای منطقی و علمی ارائه نمیشود و مفاهیم خاص به اجمال بیان میگردد. مانند اصلاح طلبی ، اصلاح امور، اصلاح قوانین ، حقوق شهروندی و………… که همه این عبارات مُجمل هستند . چنانچه این عبارات تجزیه و تحلیل و اجمالِ آنها برداشته شود. درمواردی، به ضدِ تبلیغِ خود بدل میشوند. ناگزیر حفظ پردۀ ابهام و ِاجمال برای احزاب، از نان شب واجبتر میشود. از آنجاکه احزاب وتشکلهای خود جوش، زائیده نظامِ آزاد و مستقل و مردم سالاری دینی هستند. ایجاب مینمایدکه حامیان و وفاداران احزاب ، وفای به اساس نظام ، قانون اساسی و همچنین بقای نظم عمومی را در عملکرد احزابی که طرفدار آن هستند، مورد توجه خود قرار دهند. در اینصورت اگر قرار باشد دلی بر باد وجانی فداگردد سزا نیست که در بقای احزاب باشد بلکه باید در بقای نظامی باشد که موجد همین احزاب بوده است. بنابراین حامیان احزاب باید در حد شان و جایگاه اجتماعی احزاب، عمل نمایند . و مدیران احزاب نیز از عملکرد زیاده از حدِ مجازی که موجدِ ناهنجاری اجتماعی است پرهیز نمایند. وقتی این تعادل و این توازن برقرار شد میتوان امیدوار بود که احزاب در مسیر دموکراسی حرکت کرده است. واز وصف واقعی احزاب درون حکومتی برخوردار شده است. و با احزاب برون حکومتی کاملا متمایز شده اند. زیرا همانطور که حزب درون حکومتی رسالتِ توسعۀ دموکراسی را در بر دارد . حزبِ برون حکومتی در مسیر براندازی و ریشه کن کردن نظم عمومی است. مسیری که مرگ دموکراسی و مرگ حاکمیت قانون را در بر دارد . مسیری که موجد رویش گروهها و دسته های خشن است که نمونه های آنرا در یمن ، سوریه و عراق و لیبی و نیجریه و…. شاهدیم. اما صرفا این احزابِ برون حکومتی نیستند که در چنین مسیری قراردارند بلکه …………….. ادامه دارد. والسلام علی من التبع الهدی

تکلیف خود را در انتخابات بدانیم۳

قسمت سوم منشاء پیدایش احزاب ؟ (منتشریه در شماره ۵۱ نشریه کسب و کار)
………. سوء مدیریت احزاب درون حکومتی ؛ نیز میتواند عملا همچون حزب برون حکومتی عمل نماید. مانند آنچه که در انتخابات ۸۸ حادث شد که در آن ، حزب اصلاح طلبان که مدیران آنها خود از وفادارترین مدیران حکومتی نظام بوده اند . با خطای استراتژیک ، حزب را از مسیر دموکراسی خارج و در صددِ اعمالِ خواسته خویش، از مسیر زور و خشونت بر امدند. همان راهی که در ذات حزب برون حکومتی و بیگانه وجود دارد. منشآ خطای استراتژیک نیز این بوده که آقایان کروبی و موسوی اساسا فعالیت حزبی نداشته و سالیان سال صرفا در پستهای مدیریتی رده بالا خدمت کرده بودند. و دانش و تخصص در زمینه تنظیم مرامنامه و اساسنامه حزب و جامعه شناسی و علوم سیاسی و حقوق عمومی که با مدیریت یک حزب ، ملازمه کامل را داشته ؛ نداشته اند. همین فقدانِ تخصص ، موجب شد به جای آنکه بر هواداران خود مدیریت کنند ، هواداران بر آنها سلطه یافتند. آنها باید اعلام میکردند. توانایی و دانایی آنها در اداره امور کشور اگر کمتر از آقایان هاشمی و خاتمی نباشد بیشتر از آنها هم نیست . لذا رییس جمهور شدن آنها، آن اندازه ارزش ندارد که خشونت در جامعه حاکم شده و نظم عمومی مختل گردد ؛ باید درک مینمودند که تحمیل خواسته به یک نظام با اقتدار آن نظام در تضاد است. و رییس جمهور شدن آنها یک حق شخصی بوده که بر فرض آنکه در معرض تضییع قرارگرفته باشد، در قیاس با حق حاکمیت ملی که در معرض آسیب جدی قرار داده اند، ناچیز است. آسیبی که میتوانست منتج به نتایج وحشتناکی همچون تشکیل گروههای خشن و تکفیری و برانداز و خود سر گردد. بنابراین امروز اگر عاقل باشند باید دست رهبری نظام، را صد بار ببوسند که با مهار آن فتنه بزرگ، کشور و ملت را از یک فاجعه بزرگ ملی و حتی جان خود آنها و خانواده شان را نجات داد. منطق و عقلانیت دلالت مینماید که با زور ، راه دموکراسی توسعه نمی یابد . بدانند این راه ، از مسیر رفتارهای دموکراتیک و تحلیلها ، نقدها و روشنگریها میگذرد. بدانند که منشاء آن همه حمایت مردمی از آنها ؛ ناشی از میل نسبت مجموعه Mt به Nt است که از حدود صفر روزهای نخستین انقلاب تا سال ۱۳۸۸ ؛ به سمت ۱ و تا ۲ و ۳ و یا بالاتر رفته است. و ارتقاء این نسبتها نیز ناشی از مردم سالاری دینی و جمهوریت نظام بوده است. از رییس جمهور خردمند جناب آقای روحانی نیز انتظار میرود به جای تلاش سیاسی در رفع حصر آقایان ، آنها را به سمت و سوی واقعیتها و مصالح اجتماعی و حفظ منافع ملی رهنمود کنند . تا اگر رفع حصری واقع میشود منتج به وحدت ملی گردد. وگرنه صِرفِ رفع ِحصر که با روشهای سیاسی حاصل شود، قطعا میتواند اثری نامطلوب در امنیت اجتماعی و حتی امنیت خود و خانواده آنها داشته باشد. بگمانم خود آقایان به سر انصاف تمیز میدهند که حصر آنها ، به از آن است تا رفع حصری که منتج به اختلال در امنیت ملی گردد. والسلام علی من التبع الهدی